تبليغاتX
نون و قلم

نون و قلم

زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است

برندگان یک رقابت

نوشتن درباره انتخابات هميشه مخاطره آميز بوده است، اين كه بخواهي بگويي كه فلاني اين كاره نيست و ديگران تو را به فحاشي متهم كنند؛ و خداي نكرده از كسي طرفداري كني كه اگر انتخاب شد و بعد به قول معروف گند زد و يا از خود بخاري بروز نداد، فرياد وااسفاي خود از انتخاب خويش چاره اي ندارد چه رسد به اين كه بخواهي جواب طعنه اين و آن را بدهي، حال اگر خيلي شجاع باشي و اهل دل و صحبت از تحريم انتخابات، از هر سو خنجرها به سويت نشانه مي رود، يكي مي گويد طرف امريكايي است يا ديگري مي گويد اگر راي ندهي، اوضاع بدتر از اين خواهد شد. (در اين احوال مثالي هايي روشن تر از خورشيد دارم كه نمي گويم)

انتخابات در اين شهر مقدس هم جداي از اين حرف ها نيست، اصلاح طلبان كه به قول خود خارج از گود مانده اند و تنها ناظرند و اصولگراها كه ليست واحدي ندارند، و مستقل ها هم كه اوت هستند، آخر اگر نهادي خاص از كسي حمايت كند مگر مي شود كسي به اين جمع راهي يابد (تنها مثال نقض حضور خانم الهام ارجمند در شوراي اول بود كه به عنوان نفر دوم به شوراي شهر راه يافت)، البته در اين انتخابات اگر چه خيلي ها مي دانند چه كساني به مجلس خواهند رفت، اما در اين ميان چند نفرديگر هم شانسي براي حضور در مجلس دارند، يكي روانبخش دبير سياسي هفته پرتوسخن (وابسته به موسسه امام خميني - آيت الله مصباح يزدي) و مسئول فرهنگي شوراي شهر است كه طرفدارانش او را حامي احمدي نژاد معرفي كرده اند و موسويان كه در يكي دو روز آخر تبليغات به دليل حمايت گروهي از اصولگرايان ضلع جديد بازي شده است، از تكيه اي هم نبايد بگذريم، رييس شوراي اول شهر قم و رييس فعلي هيات امناي ساخت ضريح امام حسين (ع) كه گروهي از سنتي ها طرفداران او هستند.

با اين اوصاف علي لاريجاني نفر اول قم است و آشتياني هم راي دوم خواهد بود. (حال عده زيادي حضور لاريجاني از قم در مجلس را بسيار خوب مي دانند و حضور آشتياني را به دليل عملكرد سابقش بسيار بد)، اما از موسويان و تكيه اي كه بگذريم نفر سوم قم بنایی خواهد بود يا روانبخش. بنايي نماينده مردم قم در مجلس هفتم (كه حتي چندي پيش شايعه شده بود در ليست جامعه مدرسين جايي نخواهد داشت) بيشتر با بدنه دانشجويي و عموم مردم قم در ارتباط است و روانبخش كه به دليل حمايتش از دولت و شخص احمدي نژاد راي حاميان وي را - كه در قم كم هم نيستند- براي خود محفوظ مي داند.

اما به نظر مي رسد همان تركيب جامعه مدرسين به هر صورت برنده رقابت خواهند بود، لاريجاني مرد پرنفوذ و سياستمدار، آشتياني نماينده بي ادعا و بنايي نماينده اي كه علي الظاهر در اين چهار سال تلاش هاي بسياري داشته است. اما اين انتخابات برندگان ديگري نيز دارد، اصلاح طلباني كه بي دغدغه نقش ناظر را دارند تا شكست ديگري را متحمل نشوند؛ و آنهايي كه آگاهانه در انتخابات حاضر نمي شوند تا به ياد مسئولان بياورند كه سال هاست از فكر و تلاش براي مردم غافل بوده اند.

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 0:23  توسط محمد مجیدزاده  | 

میزان رای ملت است

به هرحال انتخابات مجلس هشتم برگزار خواهد شد و صندلي هاي سبز صحن مجلس راكبان خود را خواهند شناخت. به هر حال نمايندگان قم (لاريجاني، بنايي و آشتياني) انتخاب خواهند شد و رييس مجلس هم نماينده قم خواهد بود. حال اين كه علي لاريجاني، چهره بين المللي و شناخته شده به عنوان نماينده مردم قم بر مسند رياست مجلس خواهد نشست، مي توانذ براي قم و شهروندانش مزيتي باشد يا اين كه منافع ملي بر منافع بومي ارجحيت دارد. گذشت زمان مشحص خواهد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 23:39  توسط محمد مجیدزاده  | 

از علی دایی تا علی آبادی

قطعا بي علت نيست كه علي آبادي با شعف خاص خوش در برابر خبرنگار شبكه خبر، خوشحالي خود را از سرمربي گري علي دايي در تيم ملي ابراز نمايد، چون اگر كمي به حافظه كوتاه مدت خود رجوع كنيم؛ به ياد مي آوريم زماني كه همين آقاي علي آبادي تنها به دليل سفارش رييس و رفيق گرمابه و گلستانش پاي در عرصه انتخابات رياست فدراسيون فوتبال گذاشته بود، ديدارش با علي دايي سر و صداي زيادي به پا كرد تا بر همه معلوم گردد كه علي دايي از علي آبادي دفاع مي كند، حالا هم هر چيزي عوض دارد گله ندارد و علي آبادي از علي دايي حمايت مي كند.

ما هم نبايد كاري داشته باشيم (منظورم از ما همه ملت حتي آن فردوسي پور سمج و لجوج است) كه چرا علي دايي جزء آن پنج نفر نبود و برنامه اي نداده بود كه بخواهد ناگهان سرمربي تيم ملي باشد؛ يا اين كه چطور افشين قطبي كه حتي زبانش هم خوب بود (به قول كفاشيان: زبان ارتباط با ديگران) و حتي در بازي آخر پرسپوليس با همه خداحافظي كرده بود، چگونه سرش زير آب رفت، حال يكي بگويد همه اينها به خاطر آن است كه اين قطبي هاي بي پدر و مادر جزء داردودسته محمدرضا پهلوي بوده اند، به او هم ربطي ندارد. اينجا ايران است و هر چيزي ممكن، يك باره ديديد عليرضا علي فر به خاطر آن آناليزهاي پيچيده و متبحرانه اش مدير فني تيم ملي شد. جدا مي گويم بعيد نيست!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 15:41  توسط محمد مجیدزاده  | 

قرار است...

از روزهايي كه انسان هاي غارنشين (كه قطعا هيچ كدام از ما به ياد نمي آوريم) با ادا و اصول و گاهي با نقاشي هايي بر روي در وديوار به بيان مقصود خود مي پرداختند و روياي ايجاد ارتباط را در سر حود مي پروراندند تا به امروز كه از آن به عنوان عصر ارتباطات ياد مي شود، انسان ها روش هاي گوناگوني را براي برقراري ارتباطات آزموده اند و گامي به پيش نهاده اند.

در رم باستان روزنامه مانندي به نام ‹آكتادورنا› مثل روزنامه ديواري هاي عهد دبستان ما بر در و ديوار شهر نصب مي شد يا سي قرن پيش در سومر، آشور، عيلام و حومه آرا و عقايد بر روي گل و آجر ثبت مي گرديد. چيني هاي همه فن حريف هم پيش از ميلاد مسيح كاغذ را اختراع كردند كه نياز نباشد براي خواندن، آجرهاي گلي را بر دوش خود جابه جا كنند.

بعد ها مك لوهان روياپرداز از عصر شفاهي و كهكشان گوتنبرگ و كهكشان ماركني در راه ارتباطات انسان ها ياد مي كند و همين طور انتقال ارتباطات سهل تر مي گردد. اسپوتيك شوروي سابق و تله استار ايالات متحده اين روند را تسريع مي كند و اينترنت در دل سازمان سيا متولد مي شود تا تلاش ها براي كوچك تر كردن اين دنيا بزرگ محقق شود.

اما به واقع وبلاگ و وبلاگ نويسي بديع ترين و به نوعي سهل ترين شيوه ارتباطي عصر حاضر است كه هر فرد مي تواند ديدگاه هاي خود را منتشر سازد. شايد خود اولين وبلاگ نويس در جهان فكر نمي كرد كه وبلاگ نويسي اين گونه فراگير شود و در مخيليه سلمان جريري دانشجو (اولين وبلاگ نويس ايراني) هم نمي گنجيد كه نوشتن در وبلاگ ها چنين مورد استقبال ايرانيان واقع شود كه حتي محمد باقر نصیری هم روي به وبلاگ نويسي بياورد و خزعبلات خود را به خورد ملت دهد.

ز اين مقدمه چيني ها كه بگذريم مدتي بود كه سوداي نوشتن در درونم افتاده بود اما به بسيار دلايل نه فرصت آن را داشتم و نه حوصله آن را تا بالاخره در يك شب زمستاني كه به دليل لطافت هوايش نشاني از زمستان سرد و يخنبدان امسال نداشت (منظورم همان هواي دونفره بود) عزم خود را جزم كردم (تركيب را حال كرديد) تا سرود نوشتن آغاز كنم، حال چه بنويسم و چه زمان بنويسم و با چه موضوعي و با چه هدفي، قطعا خارج از تجارب اندك گذشته، حوادث حال و پي گيري آينده نخواهد بود، شايد حال كه مي نويسم تا مدتي بعد ننويسم يا اين كه آني بعد پست جديد بگذارم، شايد هم نوشته ام درباره احمدي نژاد باشد يا درباره علي دايي يا همين عباس ملك محمدي سرباز مقدس مملكت. به هر حال آنچه اينجا مي يابيد پراكنده گويي هاي يك به اصطلاح جوان آشفته دل و پريشان خاطر است كه در سرزميني به وسعت قلب همه انسان ها مي خواهد نقشي از وجود بر زند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 اسفند1386ساعت 1:20  توسط محمد مجیدزاده  |