تبليغاتX
نون و قلم

نون و قلم

زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است

آیا باید از انتقال صبا به قم استقبال کرد؟

پس از آن که یکی دو سال پیش احمدی مقدم (فرمانده ناجا) امتیاز پاس همدان را به همدانی ها واگذار کرد، پدیده ای عجیب (مثل همه اتفاقات دیگر) در فوتبال ایران رونق پیدا کرد مبنی بر این که امتیاز تیم ها به استان های دیگر واگذار شود و هر از چندگاهی به گوش می رسید که امتیاز تیمی جابه جا شده است. از همان زمان هم بود که انتقال امتیاز یک تیم لیگ برتری به قم بر سر زبان ها افتاد، البته همه این ها همه در حد همان شایعه باقی ماند.

البته وقتی این مساله در قم عینیت نیافت، سازان راه قم (مجری طرح پروژه عمار یاسر) امتیاز یک تیم دسته دومی را خرید تا از آنجا راهی به لیگ برتر بیابد.

اما چندی قبل بود که یک خبر قم را با شگفتانه ای روبرو کرد. امتیاز صباباتری به قم واگذار شد. این گفته علی بنایی نماینده مردم قم بود که اعلام کرد با موافقت احمدی نژاد امتیاز صباباتری از وزارت دفاع به استانداری قم واگذار شده است.

این در حالی بود که پیش از این خبرگزاری ها از انتقال این تیم به استان گلستان خبر داده بودند. البته نماینده قم هم این خبر را تایید کرده است و می گوید: نامه واگذاری صباباتری به گرگان هم صادر شده بود، اما وی توانسته نظر رییس جمهور را جلب کند تا صبا به قم بیاید. اما این انتقال مطمئنا پایان راه نیست، بلکه خود آغاز یک راه است.

به واقع از این جا به بعد است که مسائل شکل می گیرد. آیا قم توانایی میزبانی (داشتن) یک تیم لیگ برتری را دارد؟ آیا توان اجرایی آن هست؟ آیا قابلیت مدیریت آن وجود دارد؟ مسائل مالی چگونه خواهد بود؟

اینها سوالات اساسی و کلانی است که اگر پاسخی مناسب برای آنها در نظر گرفته نشود، شاید فرصت حضور یک تیم لیگ برتری در قم به یک تهدید بدل شود!

یک ماه به آغاز مسابقات مانده و این تیم به جز چند اسم برای هیات مدیره ندارد. مدیر عامل هم ندارد. اگر چه چیزهایی شنیده شده است. اگر چه همه می گویند یحیی گل محمدی سرمربی تیم است و او هم در مصاحبه ای از این موضوع استقبال کرده.

شاید این موارد قابل انجام باشد. اما زیر ساخت ها چه؟ یحیی گفته است فعلا تیم در تهران تمرین می کند تا شرایط فراهم شود. آیا این ممکن است؟ استادیوم، هتل برای اسکان تیم ها و البته برای خود صبایی ها. آمادگی قسمت های مختلف شهر برای انجام یک دیدار لیگ برتری. سال پیش بود که امتیاز تیم والیبال اتکای قم و به خاطر مشکلات به تهران واگذار شد. آیا حال می توان به آینده صبای قم خوش بین بود؟ آیا باید از انتقال صبا به قم استقبال کرد؟

 

پابلاگی: یادش به خیر زمانی که مروری بر خبرهای استان را می نوشتم به مساله انتقال اشاره کرده بودم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 15:45  توسط محمد مجیدزاده  | 

شکستن شیشه ای مثلث شیشه ای

فکر می کنم انگیزه برای نوشتن پس از مدت طولانی و شکستن سکوت در این وبلاگ نیاز به یک عامل مهم و ویژه داشت که شکستن «مثلث شیشه ای» و پایان ناگهانی آن می تواند به خوبی این بار را به دوش کشد.

جمعه هفتم تیرماه رضا رشیدپور بدون حضور مهمان و در دکور تماما مثلثی برنامه اش حاضر شد و خبر اتمام برنامه را اعلام کرد. گوشه هایی از برنامه های قبل را نشان داد و نقد کرد.

در پایان برنامه هم خیلی سعی کرد به قول خودش شیشه ای اعلام کند که دلیل پایانش چیست: «خیلی شیشه ای می خواهم عرض کنم که چون هوای تابستان گرم هست، وبرنامه چالشی هوارا گرم تر می‌کند، ودر هوای گرم باید کولر روشن کرد، وچون برق نیست که کولر روشن شود، پس بهتر است برنامه چالشی اجرا نشود.»

اما معمار مدیر شبکه تهران تغییر فصل و تغییر رویکرد برنامه های این شبکه در تابستان را علت آن ذکر کرد.

اما پایان برنامه را باید در جای دیگری جستجو کرد. اگر از سوتی دست دادن رضا رشیدپور با پریا قاسم خانی (دختر پیمان قاسم خانی و بهاره رهنما که تابستان امسال 9 سالش می شود) بگذریم، باید دنبال عوامل سیاسی باشیم که مثلث شیشه ای را به پایان برد.

اگر چه حضور مهدی کروبی آن چنان فضای تبلیغاتی را برای اصلاح طلبان رقم نزد(به جز انتقادش از شورای نگهبان و جمله رضا رشیدپور: امیدوارم دفعه بعد خواب نمانید)، ولی حضور عبدالعلی زاده وزیر مسکن دوران خاتمی چنان فضای انتقادی را ایجاد کرد که رشیدپور چندین برنامه سعی کرد با گفتن یک جمله تکراری از التهاب حاصل جلوگیری کند. «مطمئنا نظرات مطرح شده دیدگاه های برنامه مثلث شیشه ای نیست، و این برنامه تنها وظیفه خود می داند که دیدگاه های مختلف را انعکاس دهد. قطعا اگر هر یک از اعضای دولت مایل باشند می توانند در برنامه حاضر شوند و از برنامه های دولت دفاع کنند.»

و انتقاداتی از این دست و گفتن جمله هایی از سوی بعضی مهمانان به مذاق خیلی ها خوش نیامد. چنانچه چند کلمه فیروز کریمی درباره علی آبادی او را ممنوع کار کرد، و قراردادش با استقلال اهواز فسخ شد. «علی آبادی مدیری توانا، خلاق و ... البته در شهرداری» الیته جریان عدم حضور رحیم مشایی، صحبت های دانش جعفری و ... را نباید از یاد برد.

و این گونه شب شیشه ای به پایان رسید تا رضا رشیدپور هم ـ نه به اندازه فرزاد حسنی ـ محبوب شود، حسنی که یک بار آن چنان به رادان تاخت، تا یک عمر مردم از شرافتش سخن بگویند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 12:8  توسط محمد مجیدزاده  |