تبليغاتX
نون و قلم

نون و قلم

زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است

نمایشگاه مطبوعات!!

از آنجایی که هم چنان برخی دوستان اهل پیچاندن هستند، بعدازظهر امروز بود که به تنهایی به نمایشگاه مطبوعات رفتم. (واقعا نمی دانم چندمین دوره اش بود) اصولا  چون خیلی دیگر انگیزه ای برای مطبوعات و ژورنالیسم نیست (به خصوص پس از تعطیلی شهروند)، بدم نمی آمد که خودم هم را بپیچانم و نروم. اما به هر حال مگر می شود که بعضی جاها را نرفت.
پس از گفتگو با یک آدم مهم (نمی گم کی بود) در حال گشت و گذار در نمایشگاه بودیم که نمی دانم چه شد که بازهم سایه مجدی پیدا شد و ما خوردیم به تور آقای جوادی آن هم در غرفه سایت الف. حالا این اقای جوادی کیست و به مجدی ما چه ربطی دارد، قضیه اینجاست که ایشان دبیرکل جامعه اسلامی دانشجویان است، همان تشکلی که این مجدی الان هرچه دارد و ندارد، از آن تشکل است.
من هم چون از دیدن جانشین رفیق مان حالی به حولی شده بودم، کم نیاوردم و پولیتک از خودم در کردم، که به نظر شما رییس جمهور بعدی کیست؟ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 23:35  توسط محمد مجیدزاده  | 

سکوت

گاهی اوقات باید به 3 یا 4 بازدید در روز اکتفا کرد، باید 5 یا 6 کامنت را قدر دانست، باید خیلی از چیزها را فقط در ذهن خود مرور کرد، و باید خیلی چیزها را هم چون رازی در سینه نگهداشت.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آبان1387ساعت 20:20  توسط محمد مجیدزاده  | 

سیاه و سفید (برای اوباما)

Change, We Can Believe In به شما می‌گویم امروز که ‌ای دوستان من، درست است که ما را امروز و فردا مشکلاتی است اما من نیز رویایی دارم. من رویایی دارم که عمیقاً ریشه در رویای آمریکایی دارد.
من رویایی دارم که در آن روزی این ملت به پا می‌ایستد و زندگی را با معنای حقیقی این اصل اعتقادی‌اش آغاز می‌کند: «ما این حقیقت را بدیهی می‌شماریم که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند.»
من رویایی دارم که در آن روزی بر تپه‌های گلگون جورجیا، فرزندگان بردگان پیشین، می‌توانند در کنار برده‌داران پیشین دور یک میز که میز برادری است بنشینند.
من رویایی دارم که در آن روزی ایالت می‏سی‏سی‏پی که اینک در آتش بی‌عدالتی و سرکوب شعله‌ور است به بهشت آزادی و عدالت تبدیل می‌شود.
من رویایی دارم که در آن روزی چهار فرزند من، در کشوری خواهند زیست که در آن نه برمبنای رنگ پوستشان که براساس منش و شخصیت‏شان داوری خواهند شد. من امروز رویایی دارم. من رویایی دارم که در آن روزی در آن پایین در آلاباما با آن نژادپرستان شریرش، با آن فرماندارش که واژه‌هایی چون آشتی و الغای تبعیض به سختی از زبان او شنیده می‌شود، آری آنجا در آلاباما در یک روز واقعی، پسران و دختران کوچک سیاه می‌توانند دستان کوچک همسالان سفید خود را بگیرند و آنها را همچون دستان خواهران و برادران خود بفشارند. من امروز رویایی دارم. من رویایی دارم که در آن روزی هر مغاکی بلندی می‌گیرد، هر کپه انباشته‌ای کوتاه می‌شود، زمین‌های ناهموار صاف می‌شوند، راه‌های کج راست می‌شوند، عظمت پروردگار آشکار می‌شود و همه انسان‌ها او را در کنار خود می‌یابند. *

خیلی جالب است در کشوری که سال ها هیچ حقی برای سیاهان نبود، به شکلی که اگر یک سفید در اتوبوس به یک سیاه می گفت: «بلندشو من میخام بشینم» سیاه حق اعتراضی نداشت و باید صندلیش را ترک می گفت و در کشوری که ۱۵۰سال پیش برای لغو برده داری و تبعیض جنگ داخلی برپا می شود، امروز یک سیاه بر کرسی ریاست جمهوری نشسته است. گویا رویای آمریکایی مارتین لوتر کینگ به وقوع پیوسته است. پس رویای ایرانی چه می شود؟

پابلاگی:

۱- پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما

۲- تحلیل مولانا از پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما


*بخشی از سخنرانی تاریخی مارتین لوترکینگ


+ نوشته شده در  جمعه 17 آبان1387ساعت 23:31  توسط محمد مجیدزاده  | 

نبرد عقل و عشق

فردا پرسپولیس به مصاف صبا می رود. پرسپولیس به عنوان عشق چندین ساله در مقابل صبا (بدون باتری) به عنوان یک تیم استانی که عقل به طرفداریش اصرار دارد. همیشه این نبردها دیدنی است.

پابلاگی ها:
1- می خواستم دو مطلب بنویسم یکی درباره دکتر! کردان و دیگری باراک حسین اوباما که باشد برای بعد. (نمی دونم چرا تا اوباما رییس جمهور شد صداوسیما یادش افتاد که او باراک حسین اوباما ست.)
2- همین الان در وبگردیم دیدم که شهروند نیز بالاخره توقیف شد. اینجا
3- برای جویندگان کار هم یک سورپرایز دارم. سفارت آلمان از یک آذر به یک باغبان نیازمند است. پس بشتابید. شرایطش این جا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 21:43  توسط محمد مجیدزاده  | 

ADSL ام آرزوست...(2)

فکر می کنم این چندروزه خیلی حرف ها برای گفتن داشتم و دارم، اما هیچ کس گیر آدم عوضی نیافته. از مرامات یک انسان! بیشعور هم چنان ای دی اس ال آرزوست!

پابلاگی:
1- چند روزه دیگه انتخابات ریاست جمهوری آمریکاست، منتظرم تا باراک حسین اوباما رییس جمهور ایالات متحده شود.
2- حال که صحبت از باراک شد دلتون میاد از محمود خودمون دریغ کنم. خواندن این پست از وبلاگ حسین رنجبران و کامنت های آن خالی از لطف که نیست هیچ! جالب هم هست. اینجا را کلیک کنید.


+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آبان1387ساعت 11:51  توسط محمد مجیدزاده  |