زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است
اما این چند روزه هم داستانی دارد. یکی سفر کاشان بود که قطعا تفسیرش را در وبلاگ دوستان خوانده اید. ما که قرار بود به شمال برویم سر از کاشان و مشهد اردهال درآوردیم و در جوار دوستان محظوظ شدیم. واقعا لذت بخش است همسفران خوب و سفرهای ماجراجویانه. سفرهایی که نیم ساعت بعدش مشخص نیست. البته از دستاوردهای این سفر علاوه بر پیگیری کارهای فرهنگی رایج، اختراع بازی جدیدی بود که فعلا قرار است مسکوت باشد تا بعد...
خيلي چيزها دستگيرم شد كه بعد مفصلا از آن خواهم نوشت. بي نهايت امروز ياد اين جمله نمايشنامه گاليله افتادم كه او به يكي از شاگردانش مي گفت: "بيچاره ملتي كه به قهرمان نياز دارد."
رئيس سازمان سنجش در باره سهميه 40درصدي رزمندگان در كنكور عنوان كرد: اين 40 درصد هر سال در رشتههاي مطلوب دانشگاهها به ميزان 20 تا 30 درصد تكميل ميشود اما در ميانگين كلي كمتر از 2 درصد آن استفاده ميشود. به همين دليل در ميانگين كل كشور 37 تا 39 درصد از اين 40 درصد خالي ميماند.
وي افزود: اين ظرفيت خالي براساس سياست مصوب بومي گزيني در اختيار ساير داوطلبان آزاد قرار ميگيرد.
پورعباس از اعمال فشار بر سازمان سنجش براي واگذاري ظرفيت خالي رزمندگان به بسيجيان فعال از طرف سازمان بازرسي و ديوان عدالت اداري خبر داد و اضافه كرد: در اين زمينه فشار زيادي به سازمان سنجش اعمال ميكنند تا جايي كه حتي تهديد به انفصال از خدمت رئيس سازمان سنجش كردهاند.
راستی این ملت لجباز، خرداد 88، از سر لجبازی احمدی نژاد (لج باز) را هم به زیر می کشند؟!
گاهی اوقات آدم ها در پایگی (همان پایه بودن) کارهایی می کنند که لذت پایانش بر تکرار و استمرار پایگی آنها می افزاید. دیروز از همان روزها بود.
تصمیم سفر، شب قبل از آن به پیرو دعوت یکی از دوستان و در حین یک حرکت فرهنگی (که متاسفانه بنده مثل همیشه تنها ناظر آن بودم) گرفته شد و همه پایگان نیز فراخوانده شدند که برخی از آنها علی الظاهر توزرد از کار درآمدند. با همه این احوال من به همراه یکی از اماجده (و به قول مجد: استاد) و با توجه به شرایط نامساعد جوی عازم تهران شدیم تا در جلسه ای مستمع باشیم که به پاسداشت سالروز تولد فردوسی برپا شده بود...