در به در
بعدنوشت:
دقایقی پیش حامد با من تماس گرفت. خوشبختانه در سلامتی کامل به سر می برد.
زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است
بعدنوشت:
دقایقی پیش حامد با من تماس گرفت. خوشبختانه در سلامتی کامل به سر می برد.
تقدیم به شهدای کوی دانشگاه که مظلومانه به خاک و خون کشیده شدند
این روزها مسائل مختلفی را دیده ام و شنیده ام. حرف های بسیاری برای گفتن دارم، اما دارم به آینده فکر می کنم و قضاوت آیندگان درباره خودمان. آن روزهایی که به دلیل عدم ایستادگی در برابر ظلم، دروغ و تزویر به سخره مان می گیرند. چقدر این قضاوت آزارم می دهد.
بعدنوشت:
دقایقی قبل جمعی از دوستانم که در حال خواندن زیارت عاشورا و در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) بازداشت شده بودند، آزاد شدند. خدا را شکر
پابلاگی:
یکی واسه تو، دو تا واسه من!
بعدنوشت۱: اینجا هم مرثیه دوستانم:+ لیاقت رعایا و خیانت راعی + از رنجی که می برید + به مادرم بگویید پسر ندارد + دست خدا بالاتر از همه دستهاست+ مرگ ملت + دموکراسی + خواب تلخ + یک بار دیگر قلم + همیشه سبز می خشکد + بیانیه موسوی
بعد نوشت۲: فیس بوک بازهم فیلتر شد
بعدنوشت۳: دیشب خطوط تلفن همراه تهران هم قطع بود. اینترنت هم قاطی بود. بسیاری از سایت ها نیز فیلتر شده بود. به گفته دوستان، تلویزیون بی بی سی فارسی هم دچار اختلال شده است.
این هم روایت محمود: تهران یک روز بعد از انتخابات ۲۲خرداد +
به هر حال نتیجه هر چه باشد، و به هر صورتی رقم بخورد ما پیروز انتخاباتیم.
تقدیم به مجدالدین معلمی که رفاقتش برایم به دنیایی می ارزد
جناب آقای احمدی نژاد!
قطعا بدانید من به شما علاقه مند نیستم، دلم هم برای شما نمی سوزد، بلکه دلم به حال جوانان هم سن و سال خودم می سوزد که از روی صداقت و حق پرستی، فریب حرف های شما را می خورند و دروغ هایتان را باور می کنند. می گویند دو عامل باعث شد که هیتلر در قرن 20 و در اروپا تبدیل به دیکتاتوری شود. ویرانه ای از خود باقی بگذارد و میلیون ها نفر را به مرگ و صعوبت بکشاند. یکی نطق های او بود و دیگری وزیر تبلیغاتی اش گوبلز. شما هم امروز مدیر تبلیغاتی هم چون مولانا را در کنار خود دارید و با استفاده از نطق های نادرست خود در گمراه کردن ملت ایران تلاش می کنید. البته تلاش شما در قرار دادن خود مقابل هاشمی رفسنجانی هم از نظرم دور نیست.
اما می خواهم بدون اجازه تان یک بار پرونده 4ساله مدیریتی شما را برایتان ورق بزنم. شاید که یادتان بیاید در این سال ها چه کرده اید و چگونه هر زمان با خیره سری های خود جمعی را آزرده اید. بنویسم از این که چه بر سر فرهنگ ما آوردی و چگونه حداقل فضای گفتمان و اندیشه را از دانشگاه های ما برچیدی. می خواهم کمی به زمان حال بیایم و از دروغ های شاخدار شما در مناظره ها بگویم، از هتاکی های شما....
در واقع این چند خط بخش ابتدایی از نامه ای بود که برای نقد پایانی بر دولت احمدی نژاد آماده کرده بودم، اما وقتی شنیدم که وی پس از 4سال فرصت برای صحبت کردن و رساندن پیام خود، به 19دقیقه هم رحمی نکرده است، خنده ام گرفت و تا حدودی بی خیال نامه شدم.
از سوی دیگر پیش از این به بخش خیلی کوچکی از دروغ گویی های دولت نهم و شخص رییس آن اشاره کرده ام که می توانست هر کدام حداقل عاملی برای تحقیق بیشتر حامیان احمدی نژاد باشد، اما به نظرم این دوستان به دلایل مختلف من جمله دزدگیر بودن!! احمدی نژاد پشت او ایستاده اند و مرور خلف وعده ها و دروغ گویی های دولت نهم نقشی در روشنگری حامیان او ندارد. پس کلا بی خیال این نامه شدم.
از این رو تصمیم گرفتم به رفاقت های مان بپردازم و نگرانی از انتخاباتی که بر رفاقت های مان نیز سایه انداخته است. علاوه بر این گویا کمی میان بعضی دوستان شکرآب هم شده است.
لذا آنچه من شخصا اینجا مطرح کردم مجموعه حرف هایی بود که به نظرم باید مطرح می کردم. سعی هم کردم که از چهارچوب اخلاق خارج نشوم. اما به هر حال اگر خدای نکرده به خصوص در این چند پست آخر کسی را رنجانده ام عذرخواهی می کنم و تاکید می کنم قصد هیچ گونه توهینی نداشته ام.
پابلاگی:
1. امروز حامیان میرحسین در میدان آزادی تهران جمع شدند. جمعیت عظیمی بود. آن هم بدون اعلام رسمی و تنها از رسانه ای هم چون اس ام اس. همه سبزپوش و از گروه های مختلف اجتماعی. اما انچه برایم جالب بود را بعد از پراکنده شدن بخشی از جمعیت دیدم. چند دختر سبزپوش در حال جمع آوری تراکت های تبلیغاتی میرحسین بودند که روی زمین افتاده بود. البته وزش باد و نزول رحمت الهی هم بر لطافت این گردهمایی آگاهانه افزود.
2. همه ما شعارهایی از انقلاب را شنیده ایم و بزرگترها هم چنان بعد از سال ها از آن شعارها به نیکی یاد می کنند. من فکر می کنم در این چند روزه به خصوص در راهپیمایی طرفداران میرحسین شعارهایی مطرح شد که تا مدتی در یادها خواهد ماند. تا امروز این سه تا شعار برایم خیلی جالب بود.
تورم رو نن جون مهدی فهمید/ این کوتوله نفهمید
امشب محمود چاخان در مناظره آمار ندارد، نمودار ندارد، نمودار ندارد (البته این شعار چند ورژن دیگه هم داره)
دو دوتا، 10تا (فقط به سادگی شعار توجه کنید)
3. من به اتفاق چند نفری از دوستان ـ فارغ از هر نتیجه ای در انتخابات ـ تصمیم گرفتیم بیش از گذشته در زمینه توسعه فرهنگی و اجتماعی تلاش کنیم. امیدوارم که میسر شود.
۲. هر روز شواهد جديدي از عدم صداقت هاي احمدي نژاد رو مي شود. علي الحساب: هفته گذشته رسانه ملی!! از افتتاح خط آهن اصفهان ـ شیراز خبرداد. حتي يكي از مسافران اين قطار در گفتگو با خبرنگار صداوسيما از لذت سفر سخن گفت و از دولت نهم تشكر كرد. اينجا تصاويري منتشر شد كه اين خط هنوز نواقصي دارد و افتتاح نمايشي بوده است. از آنجايي كه حدس زدم ممكن است اين سايت به جانبداري از رضايي عكس هاي نادرستي را منتشر كرده باشد، در اين فكر بودم كه به نوعي به درستي يا نادرستي اين ادعا پي ببرم. چون قاعدتا امكان سفر نداشتم، با ۱۳۹ تماس گرفتم. گفتم بليط اصفهان شيراز مي خواهم. گفت هنوز اين خط تكميل نشده است، واگن ندارد. بليط هم ندارد. هر زمان فروش داشت از طريق رسانه ها اعلام مي كنیم.
به همين جا قناعت نكردم. پيش خودم گفتم شايد اين اپراتور حوصله درست جواب دادن نداشته است. از يكي از دوستانم خواستم او هم اين كار را انجام دهد. اوضاع نه تنها بهتر نشد اپراتور دوم گقته بود، زمان بهره برداري از اين خط نامشخص است.
۳. ديروز خيابان ولي عصر تهران سبزپوش شده بود. جمعيت قابل توجهي براي دفاع از مير ايران به خيابان امده بودند. علي رغم جمعيتي زيادي كه آمده بودند، ولي من شخصا به جز يك مورد مساله خاص ديگري نديدم. ابتكارات طرفداران مير هم ديدني بود. گروهي با درست كردن صفحه اول روزنامه كيهان به تقليد از زمان انقلاب نوشته بودند: احمدي رفت.چند نفري هم روي كاغذ آ۴ نوشته بودند: براي دريافت سهميه سيب زميني به مصلاي تهران مراجعه كنيد.من هم پوستري در دست گرفته بودم با اين محتوا: ادب مرد به ز دولت اوست
طرفدارن احمدي نژاد هم در مصلا جمع شده بودند. اما احمدي نژاد به دليل ازدحام جمعيت نتوانست در جمع هوادارانش صحبت كند!! چند نفري از دوستانم اتوبوس نهادهاي دولتي و انقلابي را ديده بودند كه مشغول جابجايي هواداران است، چون خودم نديدم تاكيدي ندارم.
۴. دقايقي پيش اس ام اسي به دستم رسيد مبني بر اين كه دفتر آيت الله جوادي آملي بحث هاله نور و مطرح شدن آن از زبان احمدي نژاد را تاييد كرده است. شماره تماس دفتر هم در اين پيغام بود. تماس گرفتم كه از اين خبر مطمئن شوم ولي خط اشغال بود، دوستانم كه در قم هستند اطلاع رساني كنند.
۵. گاهي اوقات برگشت از عقيده بسيار سخت است. اما با توجه به مسائل مطرح شده و زيرسوال رفتن صداقت دولت نهم از همه كساني كه از احمدي نژاد دست كشيده اند دعوت مي كنم تغيير نظر خود را اعلام كنند. قطعا اگر مبارزه با فساد خوب است، دروغ گويي پديده اي مذموم و ناشايست است. از قديم هم گفته اند دروغ دروغ مي آورد.
۶. انتخابات ۸۸ هر نتيجه اي به همراه داشته باشد، من آن را به عنوان يك گام مثبت در جهت پيشبرد دموكراسي(مردم سالاري) در ايران مي دانم. سعي مي كنم در اين باره بيشتر بنويسم.
۷. متاسفانه برخي دوستان به تاسي از بداخلاقي هاي بعضي ها، با برچسب هايي مرا مورد لطف خود قرار داده اند، فردي مرا متعصب و فردي روشنفكر ناميده است كه قاعدتا نمي پذيرم. بنده يك دانشجو و به نوعي خبرنگارم و معتقدم يك دانشجو مستقل بايد هميشه دولت را مورد نقد قرار دهد، چنانچه در دوره کارشناسی (هم زمان با دولت هشتم) هميشه منتقد آقاي خاتمي، در زمان دولت نهم منتقد آقاي احمدي نژاد بودم و در دولت دهم هم ميرحسين موسوي را به چالش خواهم كشيد.![]()
به نظرم احمدی نژاد در مناظره دیشب بخش عمده ای از حرفای خودش در مناظره با میرحسین را نقض کرد که بسیار عیان بود. مثل این که به کروبی می گفت شما فقط ادعا می کنید و هیچ دلیلی برای اثبات حرف هایتان ندارید. استفاده از بازی های کلامی مثل این که من دلم برای شما می سوزد بسیار نخ نماست. هم چنان که تکذیب مسائلی مثل هاله نور که همه ما فیلمش را دیده ایم، عجیب به نظر می رسید. جایی در مناظره دیشب هم احمدی نژاد گفت آقای کروبی شما هم مثل آمریکا و اسرائیل و غرب از صحبت های من ناراحتید؟! در حالی که پیش از آن کروبی اظهاراتی را از یک مقام اسرائیلی بیان کرد که نشان از شادمانی دولت های فوق الذکر داشت.
دیگر ادعای عجیب احمدی نژاد در زمینه سیاست خارجی به رابطه ایران و ایالات متحده بر می گردد. در حالی که احمدی نژاد معتقد است پایداری دولت او باعث شده که امروز دولت امریکا (بنا به گفته اوباما) از مذاکره بدون پیش شرط صحبت کند. اما اگر کسی کمی در زمینه سیاست خارجی صاحب نظر باشد، می داند که این تغییر رویه را دولت امریکا موجب شده است، نه سیاست های دولت نهم. اوباما چندی پیش به نشانه احترام در مقابل پادشاه عربستان تعظیم گونه ای کرد، چاوز را در آغوش گرفت و همین چند روز پیش در مصر صحبت از عظمت دنیای اسلام کرد.
و علی الحساب دو نقد دیگر بر صحبت های رییس جمهور فعلی:
۱. در به اصطلاح مناظره موسوی ـ احمدی نژاد جناب رییس جمهور ادعا کردند که هیچ نشریه ای در دولت ایشان به علت نقد عملکرد دولت تعطیل نشده است. معتقدم با یک جستجوی کوچک در گوگل می توان به راحتی از نشریات توقیف شده در دوره ایشان باخبر شد.
اینجا صرفا دو لینک: اینجا و اینجا
البته می دانم برخی دوستان ادعا می کنند که مثلا نشریه شهروند امروز به دلیل این که مجوز نشر در زمینه سیاسی نداشت، از انتشار باز ماند. اما همه می دانند رویه انتقادی این نشریه نسبت به دولت احمدی نژاد و به بهانه موضوع فوق بود که پرونده این نشریه را برای همیشه بست.
۲. آقای احمدی نژاد در مناظره با کروبی گفت خانواده من هیچ نفعی از ریاست جمهوری من نبرده اند. در این زمینه من تنها یک سوال دارم. آیا سفر پسر محمود احمدی نژاد و دختر مشایی به سفر حج باید با کاروان وزارت امورخارجه صورت گیرد؟ آیا این مورد هم شامل حرف احمدی می شود، یا نه؟
اینجا را ببینید.
بعدنوشت:
احمدی نژاد دیشب در مناظره گفت که کروبی با مراجعه به مخابرات می خواسته ۲۰میلیارد تومان برای اس ام اس هزینه کند. یعنی کروبی و همراهنش نمی دانستند که تنها شرکت های خصوصی اس ام اس تبلیغاتی می فرستند. به نظر شما عجیب نیست؟
میرحسین با دلیل و مدرک سیاست خارجی را نقد کرد. از افراط و تفریط در آن سخن گفت. در موضوع فرهنگ بر ضعف نشر در این سال ها گفت که خود احمدی نژاد هم پذیرفت. احمدی را مورد سوال قرار داد که چرا هنرمندان و اهل فرهنگ از او گریزانند و مسائلی دیگر را گفت که باید درباره آن اندیشید.
اما پاسخ های احمدی نژاد سعی داشت تنها رفسنجانی را به میان بکشد تا دوباره از طریق قرار دادن او در مقابل خود رای جمع کند.
اعتراف می کنم با دیدن دوباره فیلم ترغیب شدم به میرحسین رای بدهم.
پابلاگی:
۱. دیشب احمدی نژاد در گفتگوی ویژه خبری (بهتر بگویم: تریبون آزاد) حدیثی خواند از مولا امیرالمومنین. شاید هم چنان قدرت همه چیز را توجیه می کند. ناخودآگاه یاد آن زن یهودی افتادم که علی (علیه السلام) در دفاع از او سخن گفت و به یاد آوردم آن مردی که در دادگاه به طور مساوی مورد قضاوت قرار گرفت.
دلم گرفت از این که احمدی نژاد قضاوت خود را در ردیف قضاوت مولود کعبه قرار داد:ای حاکم اهواز! هنگامی که نامه مرا خواندی ابن همه را برکنار کرده و آبرویش را بریز مبادا در مجازات او غفلت کنی که نزد خدا خوار می شوی. چیزی که در این حدیث مورد توجه قرار نگرفت این بود که حضرت علی (ع) خودش حکم برکناری ابن هرمه را صادر کرده بود، اما احمدی نژاد با حکم کدام قاضی در غیاب دیگران به انها تهمت زد، آن هم به بهانه افشاگری.
۲. شب قبل از شروع مناظره ها کامران نجف زاده درگزارشی به نقد مناظره های امریکایی پرداخت. عکسی نشان داد که مک کین پشت سر اوباما زبانش را به نشانه تمسخر بیرون آورده بود. بعد گفت همین عامل باعث شد میزان آرا مک کین کاهش یابد. در پایان هم گفت می دانم ما از این غربی های سیاست زده نیستیم که برای قدرت هر کاری را بکنیم. نمی دانم ما ایرانی های مسلمان به دنبال چه هستیم؟
۳. علی الحساب دوبراه احمدی نژاد باز هم باخت داد. یکی از سخنگویان وزارت امورخارجه انگلیس نوشتن نامه عذرخواهی از طرف بلر به احمدی نژاد را تکذیب کرد. چقدر سنگین است که کسی صحبت یک خارجی را برای تکذیب حرف رییس جمهور مملکتش به کار برد.
۴. پیشنهادم دیدن دوباره فیلم به اصطلاح مناظره است. اگر فرصت کردم خودم هم بازخوانی نسبت به آن خواهم داشت.
۵. امشب شیخ در مناظره به دیدار محمود می رود. می گویند مناظره دیدنی خواهد بود. فعلا که پرده دری هوادار دارد.
۶. همیشه موضع گیری ها شفاف بود. اما دریغ!
بعد نوشت:
اینجارا هم بخوانید
به نظرم فضای انتخاباتی قم بیشتر حالت نمایشی داشت و کمتر از فضای چالشی و مناظره ای تهران خبری بود. البته چند نفری در مقابل ستاد میرحسین در خیابان ارم (ستاد روحانیون مستقل) مشغول صحبت بودند. جلوی ستاد احمدی نژاد در خیابان صفاییه شلوغ بود، عده ای پوستر به دست شعار می دادند. قاعدتا خبری از مباحثه هم در کار نبود. حسین هم دوره ای ارشدمان را هم در صفاییه دیدم که از طرفداران دوآتشه احمدی نژاد است. کاغذی از جیبش درآورد و نشان داد که به گفته بانک جهانی شاخص های اقتصادی کشور در این دوره رشد داشته است. منبع خبر خبرگزاری فارس بود. گفتم حسین این که تکلیفش معلوم است. حسین گفت برو تحقیق کن. بعد هم کلی درباره درس و پروژه و مقاله صحبت کردیم.
کلا طرفداران کاندیداهای مختلف صفاییه را بالا و پایین می رفتند و تنها شعار می دادند. محسن رضایی هم 5یا6نفر طرفدار داشت که چندین راند این خیابان را سروته کردند. من هم کنار دوستانم که مشغول توزیع بروشور و پوستور و عکس میرحسین بودند، ایستاده بودم. در حالی که مشغول گفتگو درباره انتخابات و به خصوص مناظره ها بودیم، در این میان چند نفر عابر در مقاطعی به ما اضافه شدند و پس از صحبت از ما جدا شدند.
اما شعارها جالب بود. عده ای با تاسی از فیلم اخراجی ها ای ول، ای ول می گفتند. طرفداران احمدی نژاد چیز چیز می کردند و عده ای از میرحسینی ها هم می گفتند: بگم! بگم! پسری هم که در دستش سیب زمینی بود و رویش با ماژیک قرمز نوشته بود دولت نهم با چند نفر عکس یادگاری گرفت. عده ای هم صحبت از چیپس می کردند که در ابتدا هیچ کس دوزاریش نمی افتاد.
اما خبر نگران کننده ای که شنیدم، بازداشت اعضای ستاد میرحسین(شعبه
میدان صفاییه) بود که امیدوارم صحت نداشته باشد، اگر چه خودم دیدم در این
ستاد را قفل زده بودند. مطمئنا در فضای کنونی می تواند موجب خسران شود. از
سوی دیگر نیروی انتظامی حضور فعال تری نسبت به تهران داشت و حسابی گیر می
داد.
در کل فضای انتخاباتی کشور با توجه به دیده ها و شنیده ها حسابی گرم است و قطعا با این شور و نشاط شاهد نتایج جالبی در انتخابات خواهیم بود.
پابلاگی:
1. این چند روزه دوستان از شهرهای مختلف تماس می گیرند و می خواهند بیشتر از فضای انتخاباتی قم مطلع باشند. به هر حال وضعیت قم به نظر من پنجاه پنجاه است.
2. مناظره امشب در فضای بسیاری متمدنانه ای برگزار شد. به ذهنم رسید
اگر هوچی گری در مناظره شب قبل صورت نمی گرفت، آیا بعضی ها چیزی برای
گفتن داشتند.
3. خانم لطفی در وبلاگ خود جوابیه نسبت به من نوشته اند، در حالی که من سوالی از ایشان نپرسیده بودم. قاعدتا جوابی هم ندارم بدهم ولی ایجاد چنین فضای گفتمانی را نشانی از تغییر در آینده نزدیک می دانم. به هر حال قضاوت با شما. اینجا را بخوانید.
بعدنوشت:
فکر کردم چقدر خوب بود خانم لطفی لینک وبلاگ من را می گذاشت تا بقیه می دانستند بنده کی هستم و عقایدم چیست. در واقع ایشان به سبک احمدی نژاد سعی دراند غیابا آدم ها را محکوم کنند.