<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نون و قلم</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/</link>
<description>زندگی نه یک اتفاق که یک هنر است</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 09 Nov 2009 07:28:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>این تنها آغاز راه است</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;۱. دنیا به کام احمدی نژاد. پس از هدفمندکردن (یا هر اسم دیگری که روی آن بگذاریم) سالانه ۹۰هزار میلیاردتومان بدون حساب و کتاب در اختیار دولت قرار می گیرد که می تواند هرگونه دوست دارد، خرج کند. &lt;A href=&quot;http://khabaronline.ir/news-23583.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; گروهی این حرکت را عقب نشینی مسلم مجلس در برابر دولت می دانند و گروهی بر نقض قانون اساسی تاکید دارند.  گویا حضور سراسیمه محمود نتیجه بخش بوده، اگر چه برخی نمایندگان چون احمد توکلی بر غیرقانونی بودن آن حضور و صحبت های آن روز هم تاکید دارند. برخی رسانه ها هم این حرکت را آغاز زیاده خواهی های احمدی نژاد می دانند.  اما به هر حال دنیا فعلا به کام اوست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه اخلاقی: غیرقانونی در غیرقانونی = قانونی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲. اولتیماتوم به عمو عزت: پس از فراز و نشیب های بسیار و پس از آنکه ۴ماه از پایان ماموریت عموعزت در رسانه ملی!!!!! گذشته بود، عمو عزت دوباره رییس شد تا حداقل یک سال دیگر در ساختمان شیشه ای جام جم بماند. &lt;A href=&quot;http://tehrooz.com/1388/8/18/TehranEmrooz/195/Page/1/index.htm&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; عمو عزت که در جریان قبل از انتخابات بسیار ضعیف عمل کرد، پس از آن هم گندی زد که هرروز تلویزیونی های بیشتری خاموش شدند. عزت امروز طیف گسترده ای از منتقدان را پیش رو دارد: از آیت الله خامنه ای گرفته تا مخالفان دولت، در داخل و خارج همه از او انتقاد می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه اخلاقی: آدم هایی که خسرالدنیا و الاخرت هستند&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳. فرماندار ضد صنعت: امروز روزنامه اعتماد مصاحبه ای با محمود هاشمی رفسنجانی را منتشر کرده است، وی دو سال ابتدای انقلاب فرماندار قم بوده و خاطره ای را هم از آن روزها بیان می کند. &lt;A href=&quot;http://etemaad.ir/Released/88-08-18/204.htm#164980&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; سوالی که در ذهنم پیش آمده این است که این فرماندار همان فرمانداری است که می گفت شهر قم شهر فرهنگی است و جایی برای صنعت ندارد؟!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه اخلاقی: اکبر به جز محمد، برادر دیگری هم به اسم محمود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 09 Nov 2009 07:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=117</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوزایی</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#006600&gt;اولی ـ من دفعه اولم هست؟ باید چه کار کنم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#006600&gt;دومی ـ من هم همینطورِ، صفر کیلومترم! ولی بهتر است یک ماسک بزنیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 06:01:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=116</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این چهاررقمی های دوست داشتنی</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;66/6/6: &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من: کودکی که هنوز 5سالگی اش تمام نشده
بود. کودکی مثل بقیه، تنها کمی آرام تر و سربه زیرتر (تا حد زیادی خجالتی
گویا) نکته خاصی درباره آن سال های خودم یادم نیست. آن سال ها تنها مرا به
یاد جنگ می اندازد. (آژیر قرمز: علامتی که هم اکنون می شنوید، علامت خطر
است...) این که طبق روال آن سال ها که شهرها بمباران می شد و مردم هر کدام
به جایی پناه می بردند، ما هم رهسپار ولایت مان شده بودیم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ایران: جنگ به سال هشتم خود رسیده بود و
نبرد نه تنها در جبهه ها ادامه داشت، بلکه در این ایام تاسیسات نفتی ایران
مورد حمله قرار می گرفت. میرحسین موسوی نخست وزیر و آیت الله خامنه ای
رییس جمهور بود. مملکت هم به صورت کوپنی اداره می شد. به هر حال جنگ بود و
مملکت شرایط خاص خودش را داشت. پای صحبت مردم که بشینی، علیرغم طولانی شدن
جنگ از آن روزها حداقل به بدی یاد نمی کنند. &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;77/7/7:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من: دانش آموز کلاس سوم دبیرستان دین و
دانش خیابان باجک قم. سوم دبیرستان برایم یادآور خاطرات خوبی است. من،
احمد، محمد، محسن و علیرضا بیشتر اوقات با هم بودیم. ردیف اول کلاس هم می
نشستیم. اوج با هم بودن مان سفر اصفهان بود، خیلی خوش گذشت. آن سال ها
بیشتر رمان می خواندم، ابله را دقیقا خاطرم هست، آتش بدون دود، یادم می
آید کتاب امیرکبیر هاشمی رفسنجانی را هم خواندم. گویا آن روزها هم نوجوان
سر به زیری بودم و منضبط. اسنادش هم موجود است! نمره های انضباط 6ترم
دبیرستان: 19.5ـ19ـ20ـ 19ـ19.5ـ20 خیلی کم سیاسی بودم. هنوز درگیر با آن
چیزهایی که سال ها بر آن تاکید شده بود.&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ایران: بیش از یک سال می شد سید محمد
خاتمی بر کرسی ریاست جمهوری ایران نشسته بود. همین هفتم مهرماه هفتاد و
هفت در دانشگاه تهران سخنرانی خوبی داشت که مورد استقبال شدید دانشجویان
واقع شد. شعار سید محمد این بود: «زنده باد مخالف من!» آن روزها صحبت از
اصلاح طلبی هم داغ بود. فضای دانشگاه ها هم طبق شنیده هایم حسابی سیاسی
بود. فرصتی فراهم شده بود تا جامعه چندصدایی در جامعه ایجاد شود، اگر چه
بعضا فشارهایی از سوی جناح محافظه کار(یا اقتدار گرا) وارد می شد. &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;88/8/8:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;من: لیسانس مترجمی آلمانی دارم. و
دانشجوی ارشد رشته ارتباطات. هر جا هم فرصتی فراهم شود، برای رفع غم نان
به کسب روزی می پردازم. یادم داده اند که روزی باید حلال باشد، پس سعی می
کنم، کم نگذارم. در این دنیا هیچی ندارم. جز همه خانواده عزیزم و دوستانی
که نبودشان حسابی کلافه ام می کند. فکر نمی کنم دیگر سربه زیر باشم، یعنی
در دانشگاه یادم گرفتم آدم اگر ساکت باشد، آدم نیست، و این اندک تجاربم را
مدیون دانشگاه می دانم. هرگز فعالیت سیاسی نداشته ام و چند باری از سوی
گروه های مختلف سیاسی دعوت به همکاری شده ام که نپذیرفته ام. آرزویم بعد
از سلامتی خانواده و دوستان، این است که تا می توانم به سفر بروم. بقیه اش
را شما بهتر می توانید بگویید. &lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;ایران: چند ماهی از انتخابات دهم ریاست
جمهوری می گذرد، انتخاباتی که حرف و حدیث های زیادی به همراه داشت. می
گویند فردی به اسم محمود احمدی نژاد رای آورده است. چه قبل و چه بعد از آن
هیاهوهای بسیاری بود. الان اصلاح طلبی در حد فحش است، و جامعه به سوی تک
صدایی پیش رفتست و تنها فردی به اسم رسایی است که خیلی سروصدا می کند.
وضعیت دانشگاه ها به نظرم خوب نیست، گویا دیگر در دانشگاه ها کسی زندگی
کردن یاد نمی گیرد. راستی شعار محمود هم این است: «آزادی مطلق در ایران
وجود دارد.»&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;پابلاگی:&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;1. خداییش می شد حداقل چند صفحه درباره این روزها نوشت، ولی بازهم بدون ویرایش نوشتم و چیزهایی که در لحظه به ذهنم رسید.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;2. شاید جالب باشد بدانید پدرم با چند
روز و چند ماه این طرف و آن طرف تاریخ تولد شناسنامه برادرم را 44/4/4 و
خواهرم را 55/5/5 گرفته است.&lt;br /&gt;
&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 09:20:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=115</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خمسه خمسه یا نه به نمایشگاه مطبوعات، آری به کتاب قانون</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;از روز اول نمایشگاه مطبوعات قصد بازدید از آن را داشتم که به دلایل مختلف ممکن نشد. حتی قرار بود یک شنبه با عباس ملک مطیعی برویم و از نمایشگاه بازدیدی داشته باشیم، که باز هم به دلیل گرفتاری من عباس هم از نمایشگاه باز ماند و حسابی هم شرمنده اش شدم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ماند روز ۲شنبه و آخرین روز نمایشگاه، صبح که علی القاعده زمان مناسبی برای بازدید نیست و عصر هم که دوستان خبر دادند نمایشگاه کمی تا قسمتی تعطیل شده است. به همین خاطر رفتم &lt;A href=&quot;http://www.ketabeavval.ir/Tehran/612.aspx&quot; target=_blank&gt;سینما سپیده&lt;/A&gt; (خیابان انقلاب تهران ـ بین خیابان قدس و وصال) و فیلم &lt;A href=&quot;http://www.sourehcinema.com/Title/Title.aspx?id=138610050000&quot; target=_blank&gt;کتاب قانون&lt;/A&gt; را دیدم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نمی خواهم فیلم را نقد کنم ولی به نظرم فیلم در قسمت هایی به مرز شعارزدگی می رسید، مبالغه در بخش هایی از فیلم به خوبی قابل مشاهده بود و داستان پختگی لازم را نداشت. پایان فیلم هم که مثل همه فیلم های ایرانی بود و زن و شوهر به خوبی و خوشی و صلح و صفا و در کمال صمیمیت و دلدادگی به هم رسیدند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاید یکی از معدود نکات مثبت فیلم به تصویر کشیدن زندگی روزمره ما ایرانی ها (و نقد جامعه ایرانی از بعد رفتارهای اجتماعی و به خصوص مذهبی) به نظر می رسید، البته نباید از بازی خوب پرویز پرستویی (در نقش قصاب و بزاز و بقال) گذشت، اگر چه به قول &lt;A href=&quot;http://www.sare-khat.blogfa.com/post-28.aspx&quot; target=_blank&gt;محمود عزیزی&lt;/A&gt; خود رحمان توانا(پرستویی) در فیلم یک آدم دانشگاهی معرفی می شود، ولی بازی اش به یک آدم بازاری می خورد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به هر حال فکر می کنم با نرفتن به نمایشگاه مطبوعات امسال چیزی از دست نداده ام و با دیدن فیلم کتاب قانون گویا در برابر آیینه ای تمام قد از رفتار خودم (یا خودمان) قرار گرفته ام.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; بعدنوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پست قنبیت را هم درباره کتاب قانون بخوانید &lt;A href=&quot;http://ghonabit.blogfa.com/post-547.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مطلب سایت خبر آنلاین درباره کتاب قانون &lt;A href=&quot;http://www.khabaronline.ir/news-21794.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 27 Oct 2009 12:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=114</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فعلن محتوا ندارد</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روزی می شود می خواهم بنویسم، اتفاقن مواردی مختلفی در ذهنم است برای نوشتن، اما فرصت نمی کنم. علی الحساب همین چند کلمه و عذرخواهی بابت دیر اپ کردن و این که کمتر فرصت سر زدن به دوستان و جوابگویی الطافشان را دارم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 06:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=113</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تهران دقیقه ای پیش لرزید</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>تهران دقیقه ای پیش لرزید 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من حالم خوب است و خبرهای تکمیلی متعاقبا اعلام می شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=736622&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; خبر در ایرنا ۱۴:۳۱:۰۰&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1421075&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; خبر در ایسنا ۱۴:۳۱:۱۹&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وبلاگ نون و قلم ۱۴:۳۲&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=965737&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; خبر در مهر ۱۴:۳۷&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://bornanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=311247&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; خبر در برنا ۱۴:۴۰&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد نوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://irsc.ut.ac.ir/index.php?lang=fa&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; اینجا هم آخرین زمین لرزه های ثبت شده در موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://irsc.ut.ac.ir/newsview_fa.php?eventid=31850&amp;network=earth_ismc__&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; اینجا هم اطلاعات بیشتر به همراه عکس ماهواره منطقه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 17 Oct 2009 11:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=112</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تفاوت</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>

&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;عصر سه شنبه در میدان 72تن از
سمند نقره ای رنگ پیدا شدم. 20روزی می شد&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;قم نبودم. واقعیتش دلم تنگ شده بود، برای خانواده، دوستان
و البته قم. بعد از چک و چانه بر سر قیمت و توافق نسبی، ترک موتور اولین موتورسوارجوانی
که&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;داد می زد،
&quot;موتور! موتور!&quot; نشستم. کلاچ دستی را کمی رها کرد، به قول&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;معروف گازی داد به موتورسیکلت هوندا100
اش، موتور از جایش کنده شد و حرکتش را آغاز کرد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;نسیم خنکی&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;بر صورتم خورد. همان اول می خواستم
نظرش را درباره هسته ای شدن قم بپرسم، که خودم را کنترل کردم. در واقع&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;می خواستم
سوالاتی که دوستان تهران نشین چندین بار از من پرسیده بودند، از او بپرسم. مثلا بدانم
مسافران دیگر هم در این باره سوال کرده بودند یا نه. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;یاد
چند روز پیش افتادم که بحثم با یکی از دوستان از قم هسته ای به امکانات شهر رسید. شهری
با بیش از یک میلیون نفر، 3سالن سینما، یک سالن تیاتر، یک فرهنگسرا و چند خانه
فرهنگ نیمه تعطیل. یادم می آید آن روز سعی کردم بحث را عوض کنم. اصلا این غر زدن
ها تا کی؟! اما آن دوستم ول کن نبود. از بازدیدش از شهر گفت و این که چرا شهر هم
چون ویرانه هاست. بازهم سعی کردم غر نزنم و بحث را عوض کنم. گفتم: در قم چندین پروژه
بزرگ شهری در حال اجراست که اگر به بهره برداری برسد، خیلی خوب می شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;موتور
به تقاطع کمربندی و خیابان خاکفرج رسید. ساختمان استانداری کامل تر شده بود. با آن
پوشش سیمانی و سفیدش. پیش خودم فکر کردم که عمر استانداری استاندار جدید، حتما به
این ساختمان می رسد، اگر چه خیلی از طرح های استان مثل زیرگذر عماریاسر را چندین
استاندار رصد کرده اند. می گویند خواهرزاده باهنر است، &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;حداقل
خیلی ها او را به عنوان مدیر میانه رو و با فکر نه&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;چندان بسته می شناسند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt; &lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;اولین استاندار روحانی. قطعا طلبگی اش را در این شهر گذارنده و به بالا
و پایین این شهر آشناست.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;یاد محمد علی افتادم. طلبه
جوانی اهل هند که با دوست کنیایی اش از نمایشگاه رسانه های دیجیتال بازدید می
کردند. چند دقیقه ای با هم هم کلام شدیم. طلبه مدرسه حجتیه بود. بحث به فاصله
دانشجویان و طلبه ها در قم رسید. از مشکل دانشجویان گفتم و نوع نگاهشان. او هم از مشکلاتشان
گفت، از نبود امکانات برای طلاب خارجی. شماره اش را گرفتم تا در قم با هم دوری
بزنیم، هر چند با تردید شماره اش را داد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;موتور تا جایی که می توانست
خلاف می رفت. از میان جدول ها و موانع طبیعی و غیرطبیعی، هر طوری بود می خواست مرا
به باجک برساند. غوطه ور در افکار خودم بودم، چند متری از کوچه مان رد شد، وقتی
فهمید به پیاده رو پیچید و با اشاره من سرکوچه مان ایستاد. اسکناس سبز را از جیبم
درآوردم و به دستش دادم. سریع گازش را گرفت و &lt;span&gt; &lt;/span&gt;دور شد. شاید مسافر بعدی از او بپرسد برای او به
عنوان یک جوان قمی، قم هسته ای با قم غیرهسته ای چه تفاوتی دارد؟!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 16:20:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=111</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رالی رسانه های دیجیتال</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سومین نمایشگاه رسانه های دیجیتال شب گذشته به پایان رسید. نمایشگاهی که به نظرم ضعیف ترین نمایشگاهی بود که تاکنون از آن بازدید کرده یا در آن حضور داشته ام. این ضعف علاوه بر محتوا شامل اجرا هم می شد. گویا رقابتی میان محتوا و اجرا برای کسب مقام ضعیف تر بودن بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از سوی دیگر به نظر می رسد لفظ &quot;رسانه دیجیتال&quot; در میان ارشادیون معنای نادرستی یافته است، چون بخش عمده ای از غرفه های حاضر ربطی به موضوع نمایشگاه نداشت. ضمن این که نمایشگاه مملو از شرکت هایی بود که تنها خدمت شان ارسال اس ام اس است یا نرم افزارهایی به غایت ضعیف را ارائه می دادند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;علاوه بر این، تحریم بخشی از شرکت های فعال در این زمینه و عدم حضور آنها ضربه مهلکی بر پیکره نیمه جان این نمایشگاه وارد کرده بود.  وانگهی تقریبا همه غرفه های بخش خصوصی به انتهای شبستان برده شده بود و غرفه های عمدتا دولتی یا وابسته به نهادهای خاص در ورودی نمایشگاه قرار داشت. ضمن این که  نگاه سیاسی خاص ارشادیون را در این نمایشگاه می شد به خوبی احساس کرد. از ضعف بخش بین الملل که بگذریم، غرفه استان های مختلف هم چیزی برای عرضه نداشتند و به قول یکی از غرفه داران یکی از استان ها: «به ما گفته بودند حاضر شوید که ما هم شدیم.»&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با این اوصاف به جرات می توان بگویم نمایشگاه رسانه های دیجیتال هم به درد مزمن دیگر نمایشگاه های دولتی مبتلا است. گروهی که برای اولین بار طرحی را به نهاد دولتی ارائه می دهند و خودشان از سر شوق و ذوق نمایشگاهی درخور را رقم می زنند که در سال های بعد رو به تباهی می رود. همان بلایی که رسانه های دیجیتال هم به آن دچار شده است، چنانچه با توجه به جمع کثیری از حاضران در دوره های مختلف این دوره هم بازدیدکننده کمتر و هم سطح کیفی پایین تری داشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پابلاگی: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۱. حجت الاسلام حمید رضا &lt;A href=&quot;http://www.gharibreza.com/&quot; target=_blank&gt;غریب رضا&lt;/A&gt; هم در این نمایشگاه بود، با وبلاگش گفتگوی دینی و با رونمایی از بانک اطلاعات نخبگان جهان اسلام. فرصتی شد در مراسم رونمایی این سایت شرکت کنم و  گپ کوتاهی با هم بزنیم. خوشحالم که جوانی اینچنین خستگی ناپذیر در این شهر تلاش می کند. وی نسیما و اعضایش را جوانان عدالتخواهی می داند که فعالیت شان می تواند تاثیر بسزایی در رشد شهر قم داشته باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۲. مهدی هم بود و دوستش در غرفه خانه امریکای لاتین. چند دقیقه ای با هم صحبت کردیم. بیشتر درباره انتخابات شورای مرکزی نسیم، و حرف هایی که زده بودم. مهدی هم نکاتی را گفت که به نظرم قابل توجه بود، به خصوص برخی دردهایی که نسیم به آن مبتلاست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۳. حراست نمایشگاه و ناهماهنگی آنها در کل آزارم داد، آخر گفته اند حراست، نگفته اند... .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۴. نمایشگاهی ۱۱ روزه و هر روز ۱۲ ساعته قطعا رالی است که در آن استقامت و نه کیفیت و کمیت حرف اول را می زند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;۵. این چند خط را نوشتم تا این روزهای اسبی در ذهنم بماند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 08:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=110</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فوتبال واقعا ایرانی3</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روزگاری یک تیم فوتبال بود، قهرمان شده بود. علی رغم این که یک سری افراد مثل آقای ح.م. کارشان تفرقه اندازی در تیم بود. یک آقایی که می گفتند خوب است، مدیر بود. آقایی که خوب بود و مدیر بود را برداشتند، آن تیم فوتبالی که قهرمان بود، به قهقرا رفت. حالا یک آقایی که قبلا هم می گفتند خوب نبود، مدیر هم نبود را برداشتند، و همان آقایی را که می گفتند خوب بود و مدیر بود را برگرداندند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نتیجه: این فوتبال واقعا ایرانی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پابلاگی:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۱. البته من آن زمان به دلایلی با مدیریت کاشانی در پرسپولیس حال نمی کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۲. خداییش خدا از علی آبادی نگذرد، که فوتبال واقعا ایرانی ما را، واقعا ایرانی تر کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۳. لطفا در غنی سازی هر چه بیشتر داستان پست قبل هم چنان کمک کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعدنوشت:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;A href=&quot;http://qomgazet.blogfa.com/post-7.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; فوتبال واقعا ایرانی۱، &lt;A href=&quot;http://qomgazet.blogfa.com/post-55.aspx&quot; target=_blank&gt;+&lt;/A&gt; فوتبال واقعا ایرانی۲&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 15:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=109</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اینک 1412</title>
<link>http://qomgazet.blogfa.com/post-108.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خیلی وقت می شود تلویزیون دولتی ایران را تحریم کرده ام و اساسا و اصولا برنامه هایش را تماشا نمی کنم. دقیقا از روز بعد از انتخابات، به جز اندک دقایقی هیچی ندیده ام. بخش عمده ای از این اندک دقایق تنها قسمت هایی از سریال شبکه ۳ در ماه رمضان بود. سریال خورشید پنجم. و از همان روزها دارم به ۲۴ سال دیگر فکر می کنم. می خواستم درباره ۲۴ سال بعد بنویسم، گفتم جالب تر است که همه دوستان در این زمینه کمک کنند. منتظر نوشته های شما درباره  آینده هستم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مشخصن سیدعلی مجد، باقر نصیری و خودم جزء شخصیت های این داستانیم. علی مجد جدیدن از زندان آزاد شده، باقر مدیرکل پست استان و من هم هم چنان همین جوریم. تا ببینیم چه می شود؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 17:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=qomgazet&amp;postid=108</comments>
<dc:creator>qomgazet</dc:creator>
<guid>http://qomgazet.blogfa.com/post-108.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
